خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1386
هرگز نگو هرگز ....

امروز بعد از ظهر خیلی یادت کردم....... نمیدونم چرا ...

با اینکه میدونستم که دیگه روزی برنمیگردی ولی ...... هر جا رو میدیدم فکر میکردم تویی! تو خیابون ...... تو هر ماشین ... امشب خیلی دلم گرفته .... فکر میکنم دیگه وقتی برام نمونده ... شاید روز آخری برا ی دلتنگی ها باشه :

هرگز نگو هرگز ........ از خیابان گیج لحظه ها تنها همین خط ممتد باقیست . چرا برای من همیشه لبریز، هر کوچه ای بن بست بود؟ کجاست دقایق حادثه آوار ..... چرا تنها سنگینیش به جاست......پاهای بودنم شرم دارند از نفس. پس کی مرگ به ضیافت نفسهای خسته ام می آید؟ تنها همین آرزو باقیست. خدایا ...... با کدام زبان فریاد زنم: فرشته مرگ کجاست؟